اختلافات چین و آمریکا و تاثیرات آن بر قیمت جهانی نفت و فرآوردههای نفتی
تشدید تنشهای تجاری و ژئوپلیتیکی میان ایالات متحده و جمهوری خلق چین، دو قطب بزرگ اقتصادی جهان و دو مصرفکننده اصلی نفت خام، نه تنها بازارهای سهام و زنجیرههای تأمین جهانی را متلاطم ساخته، بلکه سایهای از ابهام بر قیمت جهانی نفت و فرآوردههای نفتی افکنده است. این تقابل، به طور مستقیم بر چشمانداز تقاضای انرژی تأثیر گذاشته و قیمت “طلای سیاه” را در معرض نوسانات شدید قرار داده است.
تعرفههای جدید آمریکا و آغاز دور جدید جنگ تجاری
تازهترین دور از این اختلافات، با تهدیدات دولت آمریکا مبنی بر اعمال تعرفههای جدید و سنگین بر طیف گستردهای از کالاهای وارداتی چین، بار دیگر توجه بازارهای جهانی را به خود جلب کرد. در واکنش به اقداماتی نظیر تشدید کنترل صادرات عناصر کمیاب خاکی توسط پکن – که برای تولید تجهیزات پیشرفته از جمله تراشهها و فناوریهای سبز حیاتی هستند – ایالات متحده اعلام کرده است که قصد دارد تعرفههایی تا سقف 100 درصد بر محصولات چینی وضع نماید. این تعرفهها، علاوه بر فهرستهای موجود، با هدف فشار بر چین برای تغییر رویههای تجاری و حمایت از تولید داخلی آمریکا صورت میگیرد.
اقداماتی از این دست، به دلیل افزایش هزینههای واردات کالاهای چینی به آمریکا، در نهایت منجر به بالا رفتن قیمت نهایی برای مصرفکنندگان آمریکایی و کاهش حجم تجارت بین دو کشور خواهد شد. مهمتر از آن، این تنشها، سیگنالهای منفی را به بازارهای جهانی ارسال کرده و به طور سنتی، با تقویت ریسکگریزی، منجر به کاهش پیشبینیها از رشد اقتصادی جهانی میشوند.
واکنش متقابل چین و تشدید تقابل
پکن در برابر این تهدیدات تعرفهای، موضعی قاطعانه اتخاذ کرده و صراحتاً اعلام نموده که از جنگ تعرفهای هراسی ندارد و در صورت اجرای تعرفههای آمریکا، “قاطعانه اقدامات متقابل” را در دستور کار قرار خواهد داد. این واکنش متقابل میتواند شامل موارد زیر باشد:
اعمال تعرفههای تلافیجویانه:
چین میتواند تعرفههای سنگینی بر کالاهای کلیدی آمریکایی مانند محصولات کشاورزی، هواپیما، و خودرو اعمال کند.
کنترل صادرات استراتژیک:
تشدید محدودیتها بر صادرات مواد معدنی کمیاب و دیگر مواد اولیه حیاتی که زنجیرههای تأمین جهانی فناوری به آنها وابسته هستند، به عنوان اهرم فشار بر آمریکا استفاده خواهد شد.
اقدامات غیرتعرفهای:
اعمال محدودیتها بر شرکتهای آمریکایی فعال در چین، یا اقدامات در حوزه مقررات و استانداردها.
هدف چین از این اقدامات، دفاع از منافع مشروع خود و به نمایش گذاشتن تواناییاش در تلافی است تا واشنگتن را به میز مذاکره بازگرداند.
تأثیرات بر بازار جهانی نفت و فرآوردههای نفتی
تقابل چین و آمریکا به عنوان دو اقتصاد بزرگ جهان، مستقیماً از طریق دو کانال اصلی بر بازار نفت و فرآوردههای نفتی اثر میگذارد:
اثر تقاضا و رشد اقتصادی:
اصلیترین تأثیر، از طریق کاهش چشمانداز رشد اقتصادی جهانی رخ میدهد. جنگ تجاری منجر به عدم قطعیت، کاهش سرمایهگذاری، و کندی رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) در سطح جهان میشود. از آنجا که چین بزرگترین واردکننده نفت خام در جهان است، هرگونه کاهش در نرخ رشد اقتصادی این کشور، به معنای کاهش تقاضا برای نفت خام و فرآوردههای نفتی (نظیر بنزین، دیزل و سوخت جت) خواهد بود. نتیجه کوتاهمدت و میانمدت این وضعیت، اغلب کاهش قیمت نفت است. در دورههای پیشین جنگ تجاری، قیمت نفت با ثبت سقوطهایی حتی تا 7 درصد در یک روز، به پایینترین سطوح چندساله خود رسیده است.
ریسک ژئوپلیتیک و ریسکگریزی:
تنشهای ژئوپلیتیک میان قدرتهای بزرگ، ریسکگریزی سرمایهگذاران را افزایش میدهد. در چنین شرایطی، سرمایهگذاران به سمت داراییهای امن نظیر طلا و اوراق قرضه خزانهداری آمریکا روی میآورند و از داراییهای پرریسک مانند نفت و سهام دوری میکنند. با این حال، باید توجه داشت که درگیریهای ژئوپلیتیک در مناطق تولیدکننده نفت (مانند خاورمیانه) میتوانند به صورت متناقض، باعث افزایش قیمت نفت شوند، زیرا نگرانیها از اختلال در عرضه افزایش مییابد. اما در مورد تنشهای تجاری صرف بین آمریکا و چین، سایه ریسک بر تقاضا غالب است و به کاهش قیمتها تمایل دارد.
فرآوردههای نفتی:
بازار فرآوردههای نفتی نیز بهشدت تحت تأثیر قرار میگیرد. کاهش فعالیتهای صنعتی و حملونقل بر اثر رکود اقتصادی ناشی از جنگ تجاری، به کاهش تقاضای دیزل و بنزین و سوخت جت میانجامد. کاهش تجارت جهانی و اعمال عوارض بندری متقابل، هزینههای حملونقل دریایی را بالا برده و در نتیجه، قیمت فرآوردهها را در زنجیره تأمین متأثر میکند.
عوامل تأثیرگذار پیشرو در صنعت نفت و فرآوردههای نفتی
جدا از مناقشات چین و آمریکا، چندین عامل کلیدی دیگر نیز در آینده نزدیک قیمت مشتقات نفتی را تحت تأثیر قرار خواهند داد:
- سیاستهای اوپک پلاس (OPEC+): تصمیمات این ائتلاف تولیدکنندگان نفت در مورد میزان تولید و کاهشهای عرضه، همچنان تعیینکنندهترین عامل در کنترل سمت عرضه بازار و تثبیت قیمتها خواهد بود. هرگونه پایبندی یا تخطی از سهمیهها میتواند بازار را به شدت جابجا کند.
- تحولات ژئوپلیتیکی منطقهای: ناآرامیها و درگیریها در خاورمیانه و دیگر مناطق حساس تولید نفت، مانند تنگه هرمز، همواره پتانسیل ایجاد شوک ناگهانی عرضه و افزایش شدید قیمت را دارند.
- رشد اقتصادی چین و سایر اقتصادهای نوظهور: به عنوان بزرگترین موتور رشد تقاضای جهانی نفت، آمار و چشماندازهای اقتصادی چین و هند برای بازار حیاتی است. تلاش چین برای عبور از وابستگی به نفت در سبد انرژیاش یک روند بلندمدت است که در نهایت تقاضا را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
- انتقال انرژی و سیاستهای آبوهوایی: سرمایهگذاریها و جهتگیریهای دولتها به سوی انرژیهای تجدیدپذیر، وسایل نقلیه الکتریکی، و کربنزدایی، در بلندمدت تقاضا برای نفت را کاهش میدهد. این مسئله ریسک سرمایهگذاریهای جدید در بخش نفت را بالا برده و ممکن است در میانمدت بر ظرفیت تولید آینده تأثیر بگذارد.
- عرضه نفت شیل آمریکا: ظرفیت تولید منعطف و سریع نفت شیل در ایالات متحده، به عنوان “تأمینکننده نوسانی” (Swing Producer)، توانسته است در برابر اقدامات اوپک تا حدودی تعادل ایجاد کند. هرگونه تغییر در سیاستهای حمایتی یا مقرراتی آمریکا میتواند بر سطح تولید و در نتیجه قیمت جهانی تأثیر بگذارد.
جمعبندی
اختلافات فزاینده بین چین و آمریکا، به ویژه از طریق اعمال تعرفهها، در کوتاهمدت و میانمدت با افزایش عدم قطعیت و کاهش پیشبینیها از رشد اقتصادی جهانی، به کاهش فشار بر تقاضای نفت و تمایل به نزول قیمتها منجر میشود. با این حال، صنعت نفت به شدت تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله تصمیمات اوپک پلاس، ریسکهای ژئوپلیتیک، و روند بلندمدت انتقال انرژی قرار دارد. در غیاب توافق، تقابل تعرفهای دو ابرقدرت، به مثابه یک نیروی کاهنده تقاضا، همچنان عاملی اصلی و نوسانساز در بازار جهانی نفت و فرآوردههای نفتی باقی خواهد ماند. بازارهای انرژی اکنون در انتظار نشانههای کاهش تنش در مذاکرات دوجانبه هستند تا بتوانند مسیر قیمت را با قطعیت بیشتری پیشبینی کنند.












دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگو شرکت کنید؟نظری بدهید!